امروز می خوام یه نتیجه گیری کنم...از یه تجربه می خوام بگم که...خیلی وقته کشفش کردم...در موردِ عشق ، در موردِ زندگی....
بی شک ... بر پایه ی عشق هیچ چیزی رو نمی شه بنا کرد. زندگی مثلِ یه کارگاهِ ساختمانیِ که کار هیچ وقت توش تعطیل نمی شه؛ و تو این کارگاه، جایی واسه هرزه گردان نیست ! حق عشق، باشه ! ولی همون طور که حق نون هست ! بهای اون رو باید با کار پرداخت کرد... کسی که کار نمی کنه، به هیچ وجه حق خوردن نداره...عشق هم ... مثلِ نون! قانونی فولادین داره...و اگه هنوز گروهی حشراتِ طفیلی هستند که موفق می شن که از اون سر بپیچن، کیفرِ اونو تو خودشون می بینن !! نونِ دزدیده شده تو گلوشون می مونه ! تو لذت خودشون از دلزدگی می میرن...
نه....!!! نتیجه گیری من اینه که : آدم نمی تونه فقط با نون و عشق زندگی کنه....